۲۶ تیر ۱۳۹۲

گویند انقلاب مکن و رنگ ها










گویند انقلاب مکن!...


گر طالبی که کودک اصلاح زایدت

ملا سوار توست ، بهِل تا بگایدت !
گفتم حقیقتی و نرنجی زمن بِرارِ 
حق گفتنی ست ، گرچه زصوتش بد آیدت
گویند انقلاب مکن ، کرده ایم ما
با ما بساز و سروری ما که شایدت !
بی عاقبت زکار فروبسته دم مزن
دردست شیخ ماست کلیدی که بایدت
آنکو گره به کار نهاد ه ست عاقبت
با پنجه های شرع گره می گشایدت !
افسار سرنوشت به رهزن سپار و باش

امیدوارِ آن که خدا ره نمایدت

سرخوش در این خیال بمان زیر کار شیخ
تا آبرو بریزد و ایمان فزایدت !

م.سحر
17/7/2013




رنگ ها
رنگ ها
 ..................


رنگها هم رنگ می بازند گاه

با نظام جهل می سازند گاه

سرخ ها گاهی سیه گاهی سفید

وان سفیدی در سیاهی ناپدید

سبزها زردند گاهی ، گه بنفش

روی بوم ِ روزگار نقش نقش

رنگ اگر در چنگ اهل دین بود
باغ بی رنگ و پِهِن رنگین بود !




16/7


۲۵ تیر ۱۳۹۲

ایران من . همراه با اجرای ویدئویی با صدای شاعر






ایران من 
............................

ایرانِ من که خسته و زارم ترا

آخرچگونه دوست ندارم ترا؟

با من چه می کنی که به خونِ جگر

زینگونه بی شکیب و قرارم ترا

چون ماهواره ای که به گِردِ زمین

گردان بوَد ، به گِردِ مدارم ترا

زان سان که دشمنان ترا دشمنم

از یاورانِ مُشفقِ یارم ترا

با آنکه از کنار تو ام بر کران

گویی که روز و شب به کنارم ترا

تا دررسد سعادتِ دیدار تو 

رؤیانوردِ لحظه شمارم ترا

چون بلبلی که جانب گُل می پرد

با یادِ گل به گشت و گذارم ترا

تا سردهم سرودِ سرافرازیت

شعر و سرود و شور و شرارم ترا

چون آتشی که شعلۀ رنگین دهد

رنگین چو دانه های انارم ترا

آن شاخۀ شکستۀ باغم ولی

چون میوۀ رسیده به بارم ترا

با آن که ره به خِطّۀ دیگر بَرَد

شادم که سرنشینِ قطارم ترا

دشمن اگر به سلسله بندد مرا

باکم نه زانکه سلسله دارم ترا

بذر کویر و طعمۀ طوفان شود

گر دانه ها به خاک نکارم ترا

تا خطّ و رسم و نقش و نگارِ منی

بر لوحِ جان، به نقش و نگارم ترا

تا دست من به دامن مِهرت رسد

هرگز زمِهر ، دست ندارم ترا

با سال های سردِ زمستانی ام

چشم انتظارِ فصلِ بهارم ترا

روزی که سربلندی ات از رَه رسد

بر خاک ِ راه ، آینه دارم ترا !

م.سحر
26/6/2013

پاریس

۲۳ تیر ۱۳۹۲

درباره طومارنویسی بر ضد مخملباف





درباره طومارنویسی بر ضد مخملباف به بهانه دفاع از فلسطین
                                                                      م.سحر

محسن مخملباف به خودش مربوط است که در فستیوال فیلم اسرائیل شرکت کند یا نکند. طومار جمع کردن جهت صدور دستور العمل به هنرمندان به شکلی که در این نامه ملامتگر برای مخملباف تدارک دیده شده، نوعی خودنمایی و خروسخوانی بی‌محل کسانی ست که در هر فرصتی می‌خواهند قوقولی قوقویی بکنند و انا الدیکٌ من الهندی برای اعلام حضور خود بخوانند.
شما یک جمع معلم ادبیات و تاریخ یا موضوعات دیگر و حقوق بگیر دولت آمریکایید، هیچ جایگاه ویژه و اتوریتهء والای علمی و اخلاقی و روشنفکری خاصی نسبت به دیگران ندارید.
به کسی نیامده است که فیلمسازی را به رفتن به فلان جشنواره تشویق یا امر به معرف و به نرفتن در به‌مان جشنواره تقبیح و نهی از منکر بکند.
علاوه بر این من شخصا این اقدام مخملباف را درست و درجهت صلح میان ملت‌ها می‌دانم. فیلمی که مخملباف ساخته است قطعا موضوعش دفاع از ستم اسرائیل بر فلسطیبنی‌ها نیست ولی حضور یک فیلمساز ایرانی آنهم با سابقه اسلام گرایی و پیروی از خمینی و کسی که سال‌ها از نگاه سیاست فرهنگی حاکم بر ایران «گل سر سبد» و تکخال فیلمسازان سینمای اسلامی بعد از انقلاب به شمار می‌رفته یعنی محسن مخملباف، بار نمادین گویایی دارد که به مراتب حضور او را در اسرائیل بیش از دیگران معنا دار می‌کند. حضور مخملباف دراسرائیل به عنوان نماد سینمای اسلامیستی در انقلاب اسلامی ایران، به گونه‌ای نمادین شکست سیاست فرهنگی و ایدئولوژیک حکومت دینی و خمینیسم سینمایی را در ایران آشکار می‌سازد.
از این گذشته مخملباف با این اقدام خود ـ که می‌باید آنرا شجاعانه ارزیابی کردـ ندای دوستی میان مردم ایران و مردم اسرائیل را با خود برده است و چنین ندایی در این روزگار پر مخاطره که اسلامیسم بنیاد گرا ایران را به سوی فاجعه و جنگ می‌برد بسیار ارزنده تواند بود.
آقایان انتلکتوئل‌هایی که سر از پا نمی‌شناسید تا خودتان را به جا و بی‌جا مطرح کنید، گیریم که شما در این اقدامتان قصد دلبری از نظام اسلامی ایران را نداشته‌اید (الله اعلم). گیریم که خدای نخواسته عوطف ضد یهودی یا ضد بهایی انگیزه‌های درونی شما را قلقلک نداده است (الله اعلم) گیریم که شما ازفرط عدالت خواهی و دلسوزی برای ستمی که بر فلسطینیان می‌رود امر و نهی برای یک هنرمند آزاد صادر می‌کنید (الله اعلم) که اگر چنین است اول از مقام و مرتبه و شوکت آکادمیک و علمی و روشنفکریتان بهره بجویید و این عدالت خواهی خیلی خیلی انسانگرایانه و سرشار از رأفت قلبیتان را در باره همین ایران خود ما از خودتان نشان بدهید:
در باره زندانی‌های سیاسی در کشوری که هفته‌ای یا ماهی نیست که نعش جوانی را از زندان به گورستان نبرند. در مورد مسائل عدیده ایران و ستم‌های غیر قابل تحملی که ملا‌ها بر ملت ایران روا می‌دارند و هیچ کمتر از ظلم دولت اسرائیل بر ضد فلسطینی‌ها نیست اظهار نظر و ابراز وجود کنید. این بیشتر به شأن و مقام آکادمیک و انتلکتوآلیسم شما برازنده است آقایان امضاء کننده!
لطفا پشت ویلچر استیون هاوکینگ قایم نشوید. او ازجنس دیگری ست. او آدم مارس و ژوپی‌تر است  کیهانی ست . او با ما دهاتی‌های جهان سوم‌ که مترصد فرصتیم تا از جایگاه والاتباری عنوان‌های دهان پر کنمان را به جا و بی‌جا مصرف کنیم تفاوت کهکشانی دارد !
اصلا دخالت یک عده به اصطلاح «انتلکتوئل و دانشگاهی» در اموری که به کشمکش‌های ایدئولوژیک نظام اسلامی در رابطه با اسرائیل و آمریکا مربوط می‌شود جز روغن داغ ریختن روی دیگ آشی که نظام خمینیستی سی و چهار سال است بار گذاشته، نفعش را به دیگران و دودش را به چشم ملت ایران می‌رساند، معنای دیگری ندارد !
به راستی معنای چنین رفتاری چیست که جمعی خود استاد خوانده (استادی آن‌ها درکادر وظیفه آموزشی آن‌ها در محل کارشان به جا و معنا دار است و نه بیشتر!) اعلامیه بدهند که هنرمند فیلمساز (مخملباف یا هرکس دیگر فرقی نمی‌کند) حق ندارد برای شرکت در یک برنامه هنری و فرهنگی به اسرائیل برود؟ چه معیار اخلاقی انسانی فرهنگی حقوقی و شهروندی برای تعیین تکلیف و امر و نهی به هنرمندان در این گونه موارد وجود دارد؟ چه کسی محق است که از موقعیت والاجاهی، خودش را معیار اخلاق سیاسی یا اومانیستی و حق و باطل و درست و نادرست بداند و به نام دفاع از فلسطین یا هر مسئله سیاسی یا فکری یا آرمانی دیگر به این و آن حکم کند که این بکن و آن مکن؟

از این‌ها گذشته، سئوال این است که :
چنانچه اسلامیسم بر ایران حاکم نبود و شعار ایدئولوژیک اسلامیستی ـ خمینیستی «مرگ بر اسرائیل مرگ بر آمریکا»، ۳۴ سال به مذهب مختار حاکمان بدل نشده و گوش فلک را کر نکرده بود، آیا در این صورت باز هم آقای آبراهامیان یا دباشی یا کریمی حکاک و افرادی ازین دست به خودشان اجازه می‌دادند که ازین گونه طومار‌ها بر ضد این و آن بنویسند؟
 پس انگیزه آن‌ها ـ به طور مستقیم هم که نبوده نباشد ـ  به طور غیر مستقیم ، سیاسی و دفاع  یا حد اقل هم سویی با سیاست خارجی حکومت مستبد ایدئولوژیک اسلام گرای مسلط بر ایران است. حکومتی که به خاطر ماهیت ایدئولوژیک و استبداد گرای خود، نیاز به دشمن خارجی دارد و این دشمن را در اسرائیلی یافته است که به لحاظ استراتژیک هیچ گونه خصومت بنیادین و ریشه‌ای با ایران و ایرانیت  ندارد و کشوری ست که نه با کشور ما هم مرز است و نه هرگزوجودش منافع عالی و حیاتی ایران را تهدید کرده بوده است !
بد نیست که این آقایان و بانوان پیش از صدور بیانیه‌ها، در ارزیابی روش و مقصود و نتیجۀ اظهارات خود اندکی استادی به خرج بدهند !
م. سحر
پاریس ۱۲/۷/۲۰۱۳

http: //msahar. blogspot. fr

۲۱ تیر ۱۳۹۲

سه شعر برای مصر . شهادت و پیغام با صدای شاعر




شهادت و پیغام     و  دو شعر دیگر  برای مصر


ای مصر ِ ایستاده چو اهرام
مگذار با بهانهء اسلام
دشمن زنَد بر آبرویت دست
آلوده سازدت شرف و نام
برکن زخاکِ خُرمیات خار
برچین ز راهِ آرزویت دام
بنگر به حال مردم ایران
وین شومبختِ باخته فرجام
تاچون زده ست تیشه به ریشه
اورا سیاهدستی ی ایّام
بنگر چگونه شرع، نشانده ست
در ذلّتش به خاکِ سیه فام
بنگر چگونه کرده فقیهش
منکوبِ رنج و محنت و آلام
مرعوب ظلم و کینه و بیداد
مغلوب جور و دهشت و دشنام
رهزن به جان، ربوده ازو روح
دشمن به تن گرفته ازو کام
ستخوان پیرش سوخته در تون
خون جوانش ریخته در جام
ای مصر،ای شرافتِ اعصار
مهدِ خدا و معبدِ اصنام
گهوارهء تمدن دیرین
منزلگه الهۀ الهام
خاکت نگارگاهِ سرآغاز
بامت شگفتزای سرانجام
دیریست شبچراغ جهانی
دور از حجابِ شُبهه و ابهام
آئینۀ شگفتی انسان
اسرار درنهفته به اجرام
بودی تو و نبود سکندر
نی سام بود و حام و نه آرام
مگذار تا سپاه تحجّر
با سر، ترا درافکنَد از بام
جاری کند به نیل درت خون
جان سوزدت به خرمنِ اهرام
دین جز بهانه نیست درین عصر
درچنگِ دیو مردمِ دُژکام
ایرانیان شهید زمانند
چون در کفن، جوانی ی ناکام
ثبت است درسِ تجربهای تلخ
زآنان به لوح و دفترِ ایام
حاشا که سرنوشت تو گردد
دستآسیای مردم ِ بدنام
ای مصرای برادر ایران
بپذیر ازو شهادت و پیغام!
   
                                              م. سحر   ۸/۷/۲۰۱۳        

ای مصر بوسه هام نثارت باد

وین حس احترام نثارت باد
گلهای اشگ شوق که می رویند
در خوشترین کلام نثارت باد
آزادی ات مدام و مبارک باد
وز شاعر این پیام نثارت باد!

□□□
در مصر

تیغ در مصر گران خواهد شد
پشم برنیل روان خواهد شد
راست چون نیزه شود قامت عقل 
کمر جهل کمان خواهد شد
ام کلثوم برآرد آواز
نفَسِ صلح ، وزان خواهد شد
شیخک یافه سرا در مسجد 
خوش دچار ِ خفقان خواهد شد
دین به دین می رسد و مُلک به مُلک
هرکه هرجاست ، همان خواهد شد
کار اندیشه و آزادی و ذوق
کار آزاد زنان خواهد شد
دست شیخان ز سیاست کوتاه
تخته این نبش ِ دکان خواهد شد 
نوبت ایران هم خواهد بود
بختِ ما نیز جوان خواهد شد
جشن آزادی ات ای مصر بزرگ
یادگاری به جهان خواهد شد



م.سحر
5/7/2013




۱۸ تیر ۱۳۹۲

گفتگوی مرسی و السیسی و سایت ملی مذهبی

یادداشت امروز

گفتگوی مرسی و السیسی و سایت ملی مذهبی
................................................................... 
با آنکه سایت «ملی مذهبی» با بزرگ کردن تیتری که ضمن آن روی کلمه «پرونده سازی» نظامیان تأکید می‌گذارد تا مرسی را قربانی یک کودتا معرفی کند. با اینهمه سخنانی که میان السیسی فرمانده ارتش و مرسی رفته است نشان می‌دهد که مرسی آدم آمریکایی‌ها بوده و اسلامیزاسیون سیاست در مصر و نابود کردن این کشور مورد حمایت آمریکا بوده و اخوان المسلمین تحت الحمایه آمریکا ـ والبته تاریخاً و سنتاً انگلیس ـ بوده‌اند و السیسی در پاسخ تهدید مرسی که می‌گوید آمریکایی‌ها به شما اجازه نمی‌دهند، می‌گوید ما بر اساس اراده ملت مصر عمل می‌کنیم نه بر مبنای اراده آمریکا. ضمنا این خبر که سفارت آمریکا مرسی را ازبرنامه نظامیان آگاه کرده بوده است شبهه‌ای در این باقی نمی‌گذارد که غرق کردن مصر در آتش فوندامانتالیسم سلفی و اخوان المسلمینی برنامه قدرت‌های بزرگ است و درکادر آینده خاورمیانه معنا پیدا می‌کند و اسلام آوردن ترک‌های آتاتورکی ـ آنهم پس از صد سال سکولاریسم ـ و حمایت غرب از اردوغانیسم هم مرتبط با چنین نقشهء شوم و ضد امنیت و ضد مدنیت و ضد انسانیت در منطقهء ماست. 
توده ایست‌ها و استالینزدگان فکری ایرانی که ضدامپریالیسم و ضد یت با ارتش به دین آن‌ها بدل شده و همه جا و در همه موارد هفتاد سال اوراد و ادعیه ضد امپریالیستیشان را مکررا پچ پچه و به یمین و یسار خودشان فوت کرده و دست از تکرار آن برنداشته‌اند، زیاد به این نظر که وقایع مصر را کودتای امپریالیستی نظامیان می‌نامد و منافع آمریکا را در آن می‌بیند مطمئن نباشند. 
همچنین اسلامیست‌های ایرانی هم (چه اصلاح طلب چه حکومتی و چه هواداران مهندس‌های دینشیفته و اسلام زدۀ نهضت آزادی) در وقایع مصر مظلومیت اسلام عزیز و بی‌تقصیری مرسی رانبینند و یادشان باشد که اگر برنامه‌های شوم سلفیستی و اخوانی برمصر چیره شود، حکومت توحش دینی سی و چهار سال که سهل است، سیصد و چهل سال طول خواهد کشید. 
زیرا آن‌ها که به نام مقدسات در کشورهایی از نوع مصر و ایران به قدرت می‌رسند از برُاق قدرت مقدسی که آن‌ها را به معراج مقام و موقعیت و ثروت و مرتبت و حشمت و شوکت زمینی رسانده و عرش کبریا و بهشت موعود را به قیمت نابودی ملت زیر پای آن‌ها گذاشته، پیاده نخواهند شد. 
نمونه اعلایش پیش روی خود ما ایرانی هاست. خمینی خودش را در ملاهایی بازتولید کرده است که سیدعلیشان هنگام تولد یاعلی می‌گویند و سر دشمنان را با احترام می‌برند چون گویا طرفدار حرمت انسانند و در اسلام باید هنگام قتل مردم سر آن‌ها را محترمانه برید. 
حکومت دینی جز بازتولید توحش هیچ کار دیگری نمی‌تواند بکند. 
این جمله را برای اصلاح طلب‌های حکومتی و طرفداران نهضت آزادی می‌نویسم. اگر به انسان و ایران و منافع حیاتی ملت ارزش و اهمیت می‌دهید این آرزوی خام که بر اساس آن تشیع باید حکومت کند و اهل دین باید سرنوشت سیاسی ملت را در کف با کفایت خود داشته باشند، از سرتان بیرون کنید وگرنه تاریخا به خیانت درخواهید غلطید که اگر تا کنون درنغلطیده بوده باشید که بعید است! 

این لینک سایت ملی مذهبی ست برای دیدن عین خبر و تی‌تر مورد بحث می‌توان به آن مراجعه کرد: 
http: //melimazhabi. com/؟ p=۴۷۳۶۱


م. سحر ۹/۷/۲۰۱۳

یادداشتی برای آنها که نخواهند فهمید چه می گویم

یادداشتی برای آن‌ها که نخواهند فهمید چه می‌گویم
......................................................................

ملا‌ها سی و چهار سال کار کرده‌اند تا بتوانند زنجیر تو را با آلیاژی ببافند که بیرون آمدن از آن موکول بشود به قطع پای تو
اما تنها درد در این واقعیت نیست
درد در این است که تو به زنجیر خودت معتاد شده‌ای 
درد بزرگ‌تر در این است که تو در کارخانه زنجیر بافی ملا‌ها استخدام شده‌ای و نان سفره ا ت از زنجیری که می‌بافی تأمین می‌شود 
درد بزرگ‌تر در این است که تصور می‌کنی زنجیرت را برای خدا می‌بافی ازین رو بر سر بشریت منت می‌گذاری و خودت رامؤمنی بر‌تر و تافته‌ای جدا بافته می‌انگاری

اما حواست نیست که ملا‌ها تورا از حیثیت و شرف انسانی‌ات خلع کرده‌اند
بنشین و در ختم خودت قرآن بخوان
شاید گشایشی شد و بدل به روشنفکر دینی شدی و توانستی سی چهل سالی را صرف تئوری انتخاب میان بد و بدترکنی و آنقدر حفظ نظام برایت به یک مسئلهء ناموسی بدل بشود که حفظ انسانیت و حفظ وطن و حفظ شرافت فردی و ملی‌ات از یادت برود. 
در چنین صورتی با وجدان راحت کار خودت را می‌کنی: فشار از پایین / چانه زنی از بالا
اما مراقب باش خیلی زیاد از پایین به خودت فشار نیاوری
چانه زنی‌هایت از بالا البته ثمرات فراوانی خواهند داشت: هم به توشعل و موقعیت و مقام می‌دهند هم بورس می‌آورند برایت، هم جوایز گوناگون بین المللی را نصیبت خواهند کرد. اگر هم به زندان ۵ ستاره خودی‌ها افتادی باکی نیست از همانجا ستاد تشکیل خواهی داد و رئیس جمهور تعیین خواهی کرد 
خلاصه هم خدایت را خواهی داشت
هم خرمایت را
شرف مرف هم اگر نبود باکی نیست
در بهشت از اینجور میوه‌ها زیاد پیدا می‌شود

الیس الصبح به قریب
بهشت در راه است


م. سحر
6.7.2013
..........................................
پا نوشت

این مطلب را یکی دو روز پیش روی فیسبوک نوشته بودم. به نظرم آمد شاید بد نباشد روی وبلاگ هم بگذارم که  احتمالا تعداد بیشتری خواهند خواند 

۱۴ تیر ۱۳۹۲

در مصر












□□□
در مصر
..................
تیغ در مصر گران خواهد شد
پشم برنیل روان خواهد شد
راست چون نیزه شود قامت عقل 
کمر جهل کمان خواهد شد
ام کلثوم برآرد آواز
نفَسِ صلح ، وزان خواهد شد
شیخک یافه سرا در مسجد 
خوش دچار ِ خفقان خواهد شد
دین به دین می رسد و مُلک به مُلک
هرکه هرجاست ، همان خواهد شد
کار اندیشه و آزادی و ذوق
کار آزاد زنان خواهد شد
دست شیخان ز سیاست کوتاه
تخته این نبش ِ دکان خواهد شد 
نوبت ایران هم خواهد بود
بختِ ما نیز جوان خواهد شد
جشن آزادی ات ای مصر بزرگ
یادگاری به جهان خواهد شد


پیام برای مصر

ای مصر بوسه هام نثارت باد
وین حس احترام نثارت باد
گلهای اشگ شوق که می رویند
در خوشترین کلام نثارت باد
آزادی ات مدام و مبارک باد
وز شاعر این پیام نثارت باد!


م.سحر
5/7/2013

پیام به مصر


پیام به مصر 


ای مصر بوسه هام نثارت باد

وین حس احترام نثارت باد

گلهای اشگ شوق که می رویند

در خوشترین کلام نثارت باد

آزادی ات مدام و مبارک باد

وز شاعر این پیام نثارت باد!


م.سحر
5/7/2013

۱۳ تیر ۱۳۹۲

در باره انقلاب مصر و سوء استفاده اسلامیست ها از ظواهر دموکراسی





در باره انقلاب مصر و سوء استفاده اسلامیست ها از ظواهر دموکراسی
 / محمد جلالی / م.سحر


این یادداشت پس از شنیدن یک مناظره رادیویی (رادیو فردا) میان دو ایرانی که یکی از آن‌ها به شدت از مرسی دفاع می‌کرد و  اقدام شرافتمندانه ارتش را «کودتا» می‌نامید نوشته شد و در واقع پاسخی به او و امثال اوست: 

..................................................................
آن دسته از ایرانی‌ها که این روز‌ها در ارتباط با مصر اولترا دموکرات شده‌اند و از «حق قانونی مرسی» سخن می‌گویند و حمایت غیرتمند ارتش ملی مصر را از چندین ملیون مصری «کودتا» می‌دانند و نتیجهء مبارزات شرافتمندانه و قهرمانانه مردمی را که برای آزادی خود از قید اسارت اخوان المسلمین و شیخک‌های مرتجع سلفیست، ده شبانه روز خیابان را ترک نکردند، به نقش ارتش مصر تقلیل می‌دهند و انقلاب آزادیبخش و ضد ضد اسلام گرایانه مردم مصر را «کودتا» می‌نامند باید گفت:
زیاد جوش نزنید. شما معنای دموکراسی را نمی‌فهمید. معنای قانون را هم نمی‌فهمید. یا خودتان را به نفهمیدن می‌زنید زیرا مغرضید و قصدتان بهره وری تاکتیکی از قانون و روش‌های فرمل و صوری دموکراسی ست
دموکراسی یک فرهنگ است و این فرهنگ نه تنها به شیخ‌های سلفیست و به اخوان المسلمین ارتباطی ندارد بلکه آن‌ها همچون ملاهای حاکم بر ایران با چنین فرهنگی تا مغز استخوان دشمنند. منتها با فریبکاری و دغل و دروغ از صورت ظاهر و فرم دموکراسی در کشور‌های مسلمان نشین بهره می‌گیرند و مردم را به نام دین و خدا و پیغمبر تحریک و آن‌ها را تشجیع می‌کنند تا بروند و به اصطلاح رأی‌هاشان را به خاطر دین و در راه «مقدسات دینی» به نام شیادانی که خود را صاحب دین می‌شمارند در صندوق‌ها بریزند.
این یک تزویر و دغل بزرگ و پلید است که اسلام گرا‌ها درعین دشمنی عمیقی که با آزادی و با فرهنگ دموکراسی و اصولا با تمدن غربی دارند، به آن متوسل می‌شوند تا مردم کشور خود و افکار عمومی بین المللی را فریب بدهند و بدینگونه ظاهراً از طریق تأیید و به اصطلاح بیعت مردم قدرت سیاسی را به نفع خود مصادره کنند و هنگامی این نقشه پلید آن‌ها کاملا اجراء شد و هنگامی که به ظاهر، با «رأی مردم و به پشتوانه رأی مردم» روی کار آمدند، ازین پس دیگر مرحله به مرحله و گام به گام، همه چیز را مصادره می‌کنند و به شیوه‌ای سیستماتیک با اتکا به عواطف مذهبی عوام نابودی همه نهادهای دموکراتیک را به انجام می‌رسانند.
نهادهای مربوط به فرهنگ و آموزش و پرورش را مصادره می‌کنند و به ذهن‌ها و افکار کودکان و نوجوانان و جوانان و پیران کشور یورش می‌برند و جهل و خرافه موجود را با ابعاد تصاعدی و غیر قابل تصور گسترش می‌دهند تا بتوانند زمینه توسعه و اعمال به اصطلاح «قانونی» افکار متحجر و عقب مانده و ارتجاعی خود را در جامعه فراهم کنند و عمر حکومت جاهلانهء خود را ابد مدت سازند!
تزویر بزرگ در این است که درچنین وضعی دموکراسی و متدهای فرمل آن همچون دین بدل به ابزاری برای ویران کردن فرهنگ و مدنیت یک کشور می‌شود. سلفیست‌ها و اخوان المسلمین به همین شیوه انقلاب مصر را مصادره کردند. درست مثل اسلامیست‌های وحشی الجزایری.
رأی به مرسی در مصر دموکراتیک نبود. پس خلع او به هیچ وجه ضد دموکراتیک نیست به ویژه آنکه ملت به پا خواست و خلع او را خواستار شد.
کسانی که دین و خدا و پیغمبر را رقیب سیاسی گروه‌های اجتماعی و نهاد‌ها و احزاب سیاسی می‌کنند و مقدسات را در موقعیت رقابت سیاسی با این یا آن رجل یا حزب قرار می‌دهند به رأی و به حق انتخاب مردم اعتقادی ندارند.
آن‌ها از عوام الناس و از مؤمنین قشری و غالبا نادان و بی‌سواد اما معتقد و متعصب می‌خواهند که بروند و به تکلیف دینیشان عمل کنند و به اصطلاح رأی خودشان را به کسانی بدهند که شیخ‌ها و ملا‌ها و مراجع دینی آنها را نماینده دین و خدا و پیغمبر معرفی کرده‌اند.
چنین رأی دادنی اصولاً و از اساس هیچ ارتباطی با حق و با قانون و با حقوق انسانی و حق شهر وندی و دموکراتیک آحاد یک اجتماع ندارد.
این نوع رأی دادن‌‌ همان بیعتی ست که مسلمان‌ها در تاریخ اسلام با یزید و معاویه یا خلفای دیگر اموی و عباسی یا فاطمی مصر می‌کردند
مرسی با همین شیوه رذیلانه و دروغ ورزانه خودش را به ملت مصر تحمیل کرد. درست مثل خمینی و خمینیست‌ها که در ایران عین همین کار را کرده بودند و سی و چهار سال است مثل بختک روی هست و نیست ملت ایران افتاده و تیشه به ریشهء ایرانیان زده‌اند!
حضور ملیونی مردم و ایستادگی مردم در مصر یک انقلاب راستین و مشروع بود و کار زیبای ارتش در دفاع از ملت مصر یک اقدام ملی و قهرمانانه بود.
قانون زورکی و تقلبی سلفیست‌ها می‌بایست هرشکل ممکن برچیده شود.
مردم مخالفت ملیونیشان را اعلام کردند اما سلفیست‌های عقب مانده ریشو و اخوان المسلمین که چنگ در هستی ملت مصر افکنده و قدرت زیر دندانشان مزه کرده بود ـ مثل ملاهای حاکم بر ایرانـ حاضر به ترک قدرت و امتیارزات و جاه و مقام باد آورده نبودند. ارتش اولتیماتوم داد و مردم پیروز شدند
حالا توی ایرانی کجات درد گرفته که از «دموکرسی» سلفیست‌های مصری و اخوان المسلمین تروریست و آدم کش دفاع می‌کنی؟
از کی تا حالا اینهمه دموکرات شده‌ای؟
کاش یک رگ غیرت ارتش مصر در تن تو بود تا بتوانی مثل ارتش مصر «کودتا» بکنی و سرافراز تاریخ بشوی، دموکراسی ترا نخواستیم پیشکش افکار ریاکارانه و تقلبی‌ات باد!
این دموکراسی که تو از آن دم می‌زنی‌‌ همان حکومت فقهای شورای نگهبان در ایران است.