در این 28 سال هرگز به اینگونه معرکه گیری های فریبکارانهء دستگاه جور خوشبین نبوده ام و اصولاً بازی ها و افزارسازی های سالوسی و سوء استفاده های مداوم حکام روزگار را ازمفهوم «انتخابات» و«مجلس نمایندگان» و مفهوم «جمهوریت» ومفهوم«حق حاکمیت مردم» همواره مضحک و درغالب موارد بیشرمانه ونفرت انگیزدانسته ام ـ
این امرکه چند شیخ بی عاطفه و جاهل یعنی کسانی که هرگز به انسانیت نیندیشیده اند و هرگز به ایران و ایرانیت اعتقادی نداشته اند ، درمجلسی به «نظارت استصوابی» بنشینند و ازمیان جمع دوسه هزار نفر ی خویشاوندان و نزدیکان و خودی های خوشخدمت ِ حکومت سرکوبگرخود، گروهی را ازغربال تحجر و بیمایگی و سرسپردگی عبور دهند و به مردمی که آنان را «صغار و محجور» می شمارند و با ایتام و دیوانگان برابر می انگارند معرفی کنند و از آنان بخواهند ــ و در حقیقت به آنان تکلیف کنند ــ که بروید و به این دست پروردگان ِمورد اعتماد ما رأی بدهید تا صندلی های مجلس اسلامی ما از «وکلای شما» خالی نماند یا دستگاه سلطانی ستمگر ولایت فقیه بی رئیس جمهور نشود ، نه تنها انتخابات نیست بلکه نمایش رذیلانه ایست که شرف و حیثیت انسان را به بازی گرفته است.ـ
این گونه هنگامه گردانی ها و معرکه گیری ها که بخشی از روحانیت شیعه به ایرانیان تحمیل می کند تا حاکمیت خونریز و فریبکار خود را مشروعیت بخشد و هستی ایرانیان را به باد فنا دهد ، انتخابات نیست. اهانت بزرگی ست به مردم و اهانت بزرگی ست به بشریت و به آبروی انسان!ـ
شعری که می خوانید در روزهایی سروده شد که آخرین نمایش های انتخاباتی «نظام سلطانی ـ ولایی» حاکم برای تعیین و در واقع تحمیل «رئیس جمهور» برگزار می شد.ـ
درج این شعر طنز آمیزرا ــ که همان روز ها در برخی نشریات و سایت ها انتشار یافته ـ روی این صفحات بی مناسبت نمی یابم و فرصتی می انگارم برای بیان اعتراض به این ترفند های بیمقدار و بدسگال که سال های سال است سرنوشت نسل های ایرانی را به هیچ می گیرد و «حق آزادی انتخاب» ، «حق انتخاب آزاد» و «حق حاکمیت» ملت ایران را به نفع مشتی شکمبارهء خدا دزدِ دینخواره از مردم این کشور سلب می کند و به یغما می برد!ـ

به امر «شورای مُصلحان» ، زمانه منصور می شود
ـ «رئیس تشخیص ِ مصلحت» ، رئیس ِ جمهور می شود!ـ
دوباره آن صدرِ جانیان ، به صدر کشور کند صعود
پلیس ِ بین الملل ازین پدیده مسرور می شود!ـ
دوباره طعن جهانیان ، به جان ِ ایرانیان رسد
چنان که این زخم ِ نابکار ، کریه و ناسور می شود !ـ
دوباره تا اهل ِ روزگار ، به فتنه مشروعیت دهند ،ـ
به پای صندوق دعوت از صغار و محجور می شود !ـ
دوباره دریوزگان ِ شب ، به خدعه در بوق می دمند
که رأیتان گر مدد کند ، جهان پر از نور می شود!ـ
به خدعه در بوق می دمند ، که :«صالحانیم و سائسان !ـ
به پای صندوق ها روید ، که رزقتان جور می شود!ـ
که نانتان گرم می شود ، که آبتان سرد می شود
که جمعتان جمع می شود ، که رنجتان دور می شود!ـ
که بختتان باز می شود ، که قهرتان ناز می شود
که فردتان زوج می شود ، که زوجتان حور می شود !ـ
به پای صندوق ها روید که بزمتان را به حُکم ِ شرع
فزوده الکل ، دو درصدی ، به آب ِ انگور می شود !ـ
به پای صندوق ها روید ، که سنگ هاتان به سنگسار
گُزیده و خوش تراش تر ، به حدّ مقدور می شود !ـ
به پای صندوق ها روید ، که انتخاب ِ گـُزیدگان
نه طبق ِ «حُکم ِ حکومتی » ، نه وفق ِ دستور می شود!ـ
به پای صندوق ، اَسلـَمـوا ، به دادان ِ رأی تـَسلــَمــوا
که بر جهان حُکم ِ حق روان ، وگرنه با زور می شود !»ـ
***
ز رفت و نارفتتان چه سود ، به پای صندوق های رأی؟
که تـُخم ِ باطل به «حـُکم ِ حق» ، رئیس ِ جمهور می شود!ـ
پاریس ،13.6.2005م. سحر