![]() |
Ajouter une légende |
۰۲ فروردین ۱۳۹۳
بهار تند قدم
بهار تُندقدم
میگذرد
این بهار ِتُندقَدم نیز
خط ّو
نشان میکِشد به دفتر ِغم نیز
می شکُفد
تا به شاخسار، نمانَد
غُنچه و
گُل چون مسافرانِ عدم نیز
ما همه
برگیم، اگرچه فرد و جداییم
در ره ِ
بادِ خزان رسیم به هم نیز!ـ
عاقبت
از گردش زمان نگریزد
شوکت
طبال و اهتزاز عَلَم نیز
جز قلم
آیا شکوه و منزلتی هست؟
گرچه
بقا نیست در شکوهِ قلَم نیز !
م. سحر
۲. ۱. ۱۳۹۳
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر